تبليغاتX
غزل معاصر
شعر غزل موسیقی سنتی

 

امشب دفتر شعرهای سالهای پیشم را که سیاه مشقی بودند و شرح عشق جوانی ، ورق میزدم و به قالبهایی برخوردم که در شعر امروز کمتر استفاده می شود و طلایه دار آن فروغ فرخزاد و نیما بوده اند. شعر زیر جزو اولین، به اصطلاح، اتود های من بودند و خامی آنرا باید بپذبریم، اما اولین ها با خاطراتی زیبا همراهند. به هر حال شاید اندکی خواندنی باشد.

 

 

 

 

باز امشب در سکوت کوچه ها

ناله ای، بوی گلی آواره شد

قلب تنها و غریب و ساده ای

در سراب کوچه ها بیچاره شد

 

 

بوی رویا می دهد آوای شب

می گدازد نرمی پروانه را

می نویسد خسته تنهای شب

شرح پاک ساده افسانه را

 

 

گویی از افسانه ها می آمدی

تا پناه قلب تنهایم شوی

همدم بی آشیان ساده ام

"بانوی سبز غزل" هایم شوی

 

 

گویی از آنسوی بی اندازه ها

نور پاکی، لاله ای ویرانه شد

گیسوی آشفته ای در باد شب

آری، امشب شاعری دیوانه شد

 

 

در خیال خسته تنهای من

خنده هایت می شکوفد در شبم

می گریزد گونه های ساده ات

از ترنم های پرواز لبم

 

 

از سکوت واژه های کاغذی

بغض تلخی در گلویم می زند

نیزه های بی نقاب خستگی

چون حصاری بر جهانم می تند

 

 

ناله هایم غرق در آوارگی

شعر من یاد آور غم های تو

می نویسد سرنوشت تلخ من:

" مرد شب ای وای تو ای وای تو"

 

                                          دانیال گرزین بهمن 80

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 21:57  توسط دانیال گرزین  |