تبليغاتX
غزل معاصر
شعر غزل موسیقی سنتی
این آخرین پست امساله.

همگی شاد باشید.

نوروز باستانی بر شما خجسته.

خیر پیش

ارادتمند شما

گرزین

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 14:42  توسط دانیال گرزین  | 

روزي كه آمدي،

باران

حالا كه مي روي،

باران

تو  خيس ترين بانوي دنيايي

اما،

 چشمهايت آبي نيست

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 13:0  توسط دانیال گرزین  | 

یک غزل جدید:

 

و من سقوط مي‌كنم جنازه‌هاي خسته را

و جيغ‌هاي بي‌صدا و ساعت شكسته را

 

جنون و خون كه مي‌‌چكد تمام دشت را و او

چگونه مي‌زند سر پرنده‌هاي بسته را

 

نمي‌دوي به من، كه من، به تو سقوط مي‌كنم

و يا هبوط مي‌كنم تن به خون نشسته را

 

دوباره من كه مرده‌ام و قطعه قطعه مي‌شوم

و قطعه قطعه مي‌كند من زهم گسسته را

 

و زنده مي‌شوم به تو، به چشمهاي عاشقت

ببوسيم، بسازيم، من به هم شكسته را

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 8:32  توسط دانیال گرزین  |